على اصغر ظهيرى

43

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

عباس عموى رسول خدا از گوشه مسجد با شنيدن اين سخن سراسيمه به سوى رسول خدا آمد و عرض كرد : يا رسول الله ! آيا من و تو و على و فاطمه و حسن و حسين از يك چشمه نيستيم ؟ . حضرت فرمود : مگر چه شده است ؟ عرض كرد چرا نام ما را نبرديد ؟ و ما را مشرّف نكرديد ؟ حضرت فرمود : اى عمو ! اينكه گفتى من و تو و على و فاطمه و حسن و حسين از يك چشمه‌ايم درست گفتى ؛ ولى خداى متعال زمانى ما را خلق كرد كه نه آسمانى برافراشته بود و نه زمينى گسترش يافته بود و نه عرشى بود و نه بهشتى و نه جهنمى . ما در آن حال كه هيچ چيز نبود ، به تسبيح و تقديس خداى متعال مشغول بوديم در حالى كه نه تسبيحى بود و نه تقديسى ، پس هنگامى كه خداى متعال اراده كرد كه خلق كند ، نور من درخشيد و از آن عرش آفريده شد و عرش از نور من نورانى شد ، نور من از نور خدا و من از عرش برترم . آنگاه نور فرزند ابى طالب درخشيد و از نور او ملائكه خلق شدند ، پس نور ملائكه از نور پسر ابى طالب است و نور او از نور خداست و نور پسر ابى طالب از ملائكه برتر است . سپس نور دختر فاطمه درخشيد و از آن آسمانها و زمين خلق شد ، پس نور فاطمه از نور خداست و نور فاطمه برتر از آسمانها و زمين است . آنگاه نور حسن درخشيد و از آن خورشيد و ماه خلق شد پس نور خورشيد و ماه از نور حسن است و نور حسن از نور خدا و حسن از خورشيد و ماه برتر است ، سپس نور حسين درخشيد و از آن بهشت و حورالعين خلق شد ، پس نور حسين از نور خداست و حسين از بهشت و حورالعين برتر است سپس خداى متعال ظلمت را با قدرت خود آفريد و آن را دور از ديدگان قرار داد ، پس ملائكه تسبيح گفتند و تقديس كردند و گفتند : خدايا ! از زمانى كه ما را آفريدى و اين ارواح را به ما شناساندى ما چيزى نديديم ، پس به حرمت آنان